هفته اول
شنبه : آقا اومده ............................- نه نیومده
یکشنبه : آقا امروز دیگه اومده ............- نه امروزم نیومده
دوشنبه : آقا امروز حتما اومده دیگه ......-نه امروزم نیومده
...
پنجشنبه:آقا امروزم خبری نشده ...........-نه امروزم نیومده
هفته دوم
شنبه : آقا اومده ............................- نه نیومده
یکشنبه : آقا امروز دیگه اومده ............- نه امروزم نیومده
دوشنبه : آقا امروز حتما اومده دیگه ......-نه امروزم نیومده
سه شنبه ( نشست خبري مجمع عمومي سازمان ملل)
احمدی نژاد: ايران آزادترين كشور دنياست ورسانه های ملی ایران منتقدترین گروه به ما هستند.
داستان این هفته : همشهری جوان
همشهری جوان خونا تا حالا متوجه شدن ولی جهت اطلاع اونایی که در جریان نیستند باید عرض کنم دو هفته ای هست که فریدالدین حدادعادل و احسان رضایی بی کارشدن و به قول خود بچه های همشهری سه هفته توقف براشون بریدن . بنابراین این هفته زحمت تمشک و گوی طلایی و میهمان هفته ی همشهری افتاد گردن کوله بار.
گوی طلایی /تمشک طلایی
گوی: حسینی بای و سربازی
حسینی بای خبرنگارمرکز خبری به منا سبت روز سربازطی
یه عملیات ژانگولری موهای سرش رو می تراشه و لباس
سربازی می پوشه و با باقی سربازا شروع به انجام تمرینات
سخت سربازی می کنه این کارحسینی بای اونا لایق یه گوی
طلایی می کنه.
تمشک: از دست این احسان
میهمان برنامه که ازطرف سا زمان ملل به عنوان شخصیت
برتربابت تلاشش برای ترک اعتیاد انتخاب شده اصرار داره
که به جای اصطلاح معتاد از اصطلاح مصرف کننده استفاده
کنیم تا کم کم بشه با اتکا به این موضوع نگاه عدم درمان پذیری
به معتاد رو عوض کرد ولی مجری برنامه با غد بازی مدام از
اصطلاح معتاد استفاده می کنه این کاراحسان علیخوانی یه عالمه
تمشک نثارش می کنه.
رویداد x هفته
فریدالدین در تلوزیون
تلوزیون رو روشن می کنی، می زنی شبکه 1 تا سریالی رو که درحال حاضر تنها سریالی که ارزش دیدن دار(صاحبدلان) رو نگاه کنی، یکهو می بینی آقای فریدالدین حدادعادل روی صندلی نشستن و دارن راجع به مدارس خاص صحبت می کنن و از اونجایی که حضورایشون در رسانه ی ملی با توقف همشهری جوان مصادف شده فکرمی کنی که نکنه تو این برنامه راجع به علت توقف همشهری چیزی گفته بشه ولی آخر برنامه می بینی که گول خوردی و به غیراز یه سری حرفای تکراری راجع به دبیرستان خاص فرهنگ که چهارسال خودت همه ی انا رو شنیده بودی چیزی از همشهری گفته نشد.
میهمان هفته
این شماره:مددکارجوان
مطلب زیر پیوندی به پست«مردمی که رنج سفر را فراموش کردند» است که توسط یکی از خوانندگان این وبلاگ آقای ابوالفضل گلستانی برام فرستاده شده .با تشکر فراوان از ایشان.
« وظیفه ی خودم به عنوان یک مددکار دونستم که به خوانندگان این وبلاگ که اکثرا جامعه شناس هستن گروهی رو معرفی کنم که اکثر جامعه شناسان به این افراد توجهی ندارند البته مانند این گروه ، گروه های دیگری هم وجود دارند که از سوی مطالعه کنندگان جامعه مورد کم لطفی قرار میگیرند .
یکی از نوشته های این وبلاگ من رو یاد یک جریانی انداخت که جا داره در اینجا از قشری یاد کنم که خیلی زیاد توی جامعه ی ما مظلوم واقع شدن .
منظور من TS ها هستند، افرادی که نتوانستند مسئله ی هویت جنسی خود رو در ذهن دیگران و خود حل بکنند و این قشر یا به شکل مونث هستند ولی با حرکات و ویژگی های مردانه، یا مذکر هستند با خصوصیات زنانه ، که ما مددکاران به راحتی و بر خلاف آدم های دیگه میتونیم اونارو تشخیص بدیم چراکه بخشی از مراجعین و مددجویان مارو تشکیل میدن. زندگی آنها سراسر مملو از استرس های روانیست.
بهزیستی کشور به تازگی از اونها حمایت میکنه . در گذشته این افراد در جامعه هیچ جایی نداشتند .فکر کنید خصوصیات فردی شما مردانه است ولی شناسنامه ی شما به اسم نرگس باشد ، آنوقت چگونه وارد اجتماع خواهید شد ، چگونه اشتغال خواهید داشت ، چگونه ازدواج خواهید کرد. با توجه به پیشرفت علم پزشکی و امکان تغییر جنسیت کار این گروه آسان تر شده است.
با توجه به سیاست های خصوصی سازی دولت عدالت طلب ،بهزیستی این افراد را تحت عنوان گروه همیاران به کلینیک های مددکاری که خصوصی هستند معرفی میکند تا توسط مددکاران اجتماعی حمایت از سوی بخش های خصوصی صورت بگیرد .
چند روز پیش مدیر کلینیک بهم گفته بود یه جلسه داریم در مورد توانمند سازی TS ها سر ساعت 7 کلینیک بودم جلسه شروع شده بود فقط جای خودم خالی بود .وارد اتاق جلسه شدم . صحبت از 8 ملیون پول بود که بهزیستی به کلینیک داده بود تا گروه مذکور رو باز توان کنیم . مدیر پیشنهاد داد براشون یه رستوران تاسیس کنیم همه موافقت کردن ، روز بعد با مدیر رفتیم یه پارک توی دهکده المپیک تا تو پارک یه رستوران برای این گروه اجاره کنیم،الان که این داستانو میخونید سه ماهه که این گروه توی پارک یه رستوران راه انداختن و قلب ما مددکارا هم شاد شده از اینکه تونستیم یک گروه گمنام در جامعه مان رو توانمند کنیم و بنده هر ماه با این گروه جلسه ای دارم و از این گروه گزارش کار میخواهم و چون این گروه از وضعیت خاص روانی برخوردار هستن به این نیاز دارن تا هرزگاهی با اونها مشاوره ای بشه تا در مقابل اختلاف سلیقه ها و مشکلات گروهی شان مقاومت کنند.»