نسیتُ بر آنان صرف نمی شود

اگه این روزها ساعت 10صبح دستتون روی دکمه ی کنترل سر خوده باشه و تلوزیون روشن شده باشه واز شانستون شبکه یکم باز شده باشه می تونید حدس بزنید راجع به چی قراره صحبت کنم :

 خیلی از ما ممکنه گرفتار فراموشی شده باشیم ولی بعضی چیزها هست که هیچ وقت فراموشی سراغشون نمی یاد اگرم غباری روشو بگیره نیاز به شخم زدن خاطرات نداره و با یه اشاره به همون پررنگی خودش رو نشون می ده قصه های مجید از اون قسم خاطراتیه که با اون لهجه ی اصفهونی نازش خودش رو تو دل هر بیننده ای جا کرده بوده.

تا الان دیگه حدس زدین ساعت 10صبح شبکه یک هر روز چی پخش می کنه ولی فکر نکنم حدس زده باشین برا چی چی؟؟ من رفتم سراغ اعلام برنامه های شبکه یک سیما!! اگه تا حالا به یه بچه ی دوازده ،سیزده ساله گفته باشین« خودش رو جای کسی که غذایی برا خوردن نداره، بذاره» و در جواب  این رو«:یعنی ژانبون هم توی یخچالشون پیدا نمی شده که بخوره » بهتون گفته باشه، الان فقط ،از اینکه قصه های مجید داره خاطرات نوستالژیکتون رو زنده می کنه خوشحال نمی شدین. بلکه بال در میاوردین، برای اینکه دوباره فیلم کیومرث پوراحمد با داستانهای زیباش از استاد بزرگ ادبیات کودک، داره ذائقه ی بچه های ما رو تغییر می ده و از زورو ی 2008 و لاکپشتهای نینجا و هزارتا کارتون کم مغز دیگه موفق تر عمل می کنه - کارتونهایی که کاری جز غیر واقعی نشون دادن زندگی وتصویر کردن یه دنیای ایده آل که همیشه توش پیروزی از آن توه و شکست و کمبود معنایی نداره .- و بچه های 11 ،12 ساله رو ساعت 10 صبح سرحال رو به روی تلوزیون می شونه تا برای اونها هم ، تصویر واقعی زندگی رو به دور از اغراق و بزرگنمایی؛ همون جور که برای ما  نشون داد، نشون بده. همون تصویرهایی که داشتنها و نداشتنها رو بدون کم رنگ کردن و بدون بلد کردن نمایش می داد و می ده، تا اونها رو هم آماده کنه برای دیدن واقعیتی که گریزی ازش نیست و تنها راه حل باز کردن چشمها قبل از اینه که اونها(واقعیتها) بخوان بازشون کنن. 

هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده ای که، از نوع باید شناخت

لبخند فقر

لبخند فقر، اسمی که  من روی ایشون گذاشتم آخه مگه می شه شیرینی لبخند پسر قصه که با عصای زبر بغلش و چکمه به دست داره تو کوچه حرکت می کنه رو فراموش کرد و یا لبخند دخترک وقتی مامان براش چکمه رو می خره ،(فیلم چکمه کارگردا ن: محمد علی طالبی)و آیا می شه  لبخند رضایت مامان وقتی میاد کنار سفره ی رنگین از غذا می شینه و با ذوق و آسودگی خیال مهمون هاش رو کنار سفره می شونه ،فراموش کرد ؛سفره ای که برای عروس و پسر خواهر تازه دامادش به کمک همسایه ها پهن شده  _ اونم با بازی عالی گلاب آدینه_ (فیلم مهمان مامان ؛ کارگردا ن : داریوش مهرجویی).و باز هم مگه می شه داستان هایی رو که همه به قلم فاخر هوشنگ مرادی کرمانی قلم خورده و هر قسمتش شیرینی از فقر و نداری رو نشون می ده فراموش کرد .

و حالا این قسمتش جالبه که کتابهای ایشون برای گروه سنی کودکان ونوجوانان نوشته می شه همون بچه هایی که انگار ما از حلقه زدن اشک توی چشماشون بخاطر درد دیگری ترس داریم، ترسی که باعث میشه واقعیت ها رو ازشون پنهان نگه داریم و درعوض خوراک هر روزشون رو انیمیشن های دوراز واقع پیزوری این کشور و اون کشور قرار  بدیم  - همون کشورایی که زود تر از ما فهمیدن قدر این استاد بزرگ رو (جایزه جهانی اندرسن - سال ۱۹۸۶ میلادی/ جایزه ویژه هیات داوران جایزه هانس کریستین آندرسن- سال ۱۹۹۲ میلادی/ جایزه کتاب سال ۱۹۹۴ کودکان و نوجوانان اتریش / عنوان نویسنده برگزیده کشور کاستاریکا / جایزه خوزه مارتینی (نویسنده و قهرمان ملی آمریکای لاتین) - سال ۱۹۹۵ میلادی )

و کمترین نصیب از این داستان ها چشمان کاملا بازه ..

........................

معرفی کتاب

نمی دونم چقدر با کتابهای ایشون انس دارین ولی "شما که غریبه نیستید"رو به هیچ وجه از دست ندین؛ کتابی که کلماتش مطمئنا ملازم با بغض از گلوتون خارج می شه ولی همراه تحسین؛ همراه تحسین برای صداقتی که در نوشته های هیچ کس دیگه ای نمی تونید به این نابی ببیندیدش داستانی زندگی "هوشو" ( همون آقای مرادی کرمانی ) که با فوت مادرش زمان بدنیا آمدنش و اختلال حواس پدرش سرپرستی اش رو آغ بابا ونه نه بابا به عهده می گیرن و بعد از فوت اونها به پرورشگاه می ره و بعدم به تهران و... (شما که غریبه نیستید/ هوشنگ مرادی کرمانی/ انتشارات معین/ چاپ سوم1384/ 318 صفحه /موضوع: زندگینامۀ خودنوشت(اتوبیوگرافی) )

ویکی دیگه از کتابهایی که از دست دادنش فقط حسرت داره براتون پلو خورشت ایشونه که 21داستان داره که با همون محور لبخند فقری نوشته شده و به نظر من چهار تا از داستانهاش ویژه تراز بقیه بود( چهارراه – هنرمند – ابراهیم – پلو خورشت).( پلو خورش / هوشنگ مرادی کرمانی /  نشر معین / چاپ دوم مهر ۸۶: مجموعه ۲۱ )

 استاد کتابهای دیگه ای هم دارن: معصومه /من غزال ترسیده‌‏ای هستم /  قصه‌‏های مجید( 5جلد) / بچه‌‏های قالی بافخانه/  نخل/  چکمه /داستان آن خمره / مشت برپوست /تنور / مهمان مامان / مربای شرین / لبخند انار (مجموعه داستان) /مثل ماه شب چهارده / نه ترو نه خشک / که چندتایش هم فیلم نامه های خوبی از آب درآومده مثل مهمان مامان و چمکه و  مربای شیرین و قصه های مجید و سریال ماه شب چهارده که معرف حضور هستند و به علاوه ی  خمره که من ندیدمش.

 

زایان و لوک خوش شانس

در این روز خداوند با ابراهیم پیمان بست و گفت:این سرزمین، از رود مصر گرفته تا شط بزرگ و از آنجا تا شط فرات را به نسل تو می بخشیم 1  

اسطوره ی ارض موعد،میراث نیاکان،سرزمین مادری، اسرائیل بزرگ و شهر زایان

پس امروز،از «نیل» تا «فرات»، سرزمین ماست.خانم گلدا و مناخیم بگین از سران صهیونیسم در باره ی این موضوع می گویند:

این زمین به ما وعده داده شده بود و ما بر آن حق داریم2

  هم چنین موشه دایان شرط یهودی بودن را چیرگی بر فلسطین می داند و می گوید: اگر بر تورات مسلطیم، اگر خود را قوم تورات می دانیم، بایستی بر سرزمین های توراتی نیز مسلط شویم؛سرزمین های قضاوت و ریش سفیدان،«بیت المقدس» «حبرون»، «اریحا» و جاهای دیگر.3

این وعده در جاهای دیگر هم ، در باره سرزمین های خاصی آمده است که بیشتر شامل کرانه ی باختر رود «اردن»فعلی می شود4 در برخی جاها،به گونه ای نمادین،از تپه ی کنار شهر بیت المقدس،«زایان»(Zion) یا شهر «اورشلیم» به عنوان نماد ارض مقدس و سرزمین موعود یاد شده است.

لوک توام؟!

بررسی فیلم و انیمیشن

براساس این اسطوره، فیلم های بسیاری چون پرنس مصر .ده فرمان و کتاب آفرینش  4ساخته شده و در فیلم های دیگری به شکلی نمادین، فردی دور از خانه یا کودکی دور از مادر یا خانواده به نمایش درآمده است که پس از تلاش بسیار، به خانه و سرزمین مادری خود باز می گردد. برای ملت های گوناگون، به ویژه برای یهودیان، مادر، نماد سرزمین و وطن است و صحنه ی غروب خورشید، یا دریای بی پایان نماد بازگشت انسان آواره به سرزمین مادری است. مثلا در پویانمایی رباتها ستاره ی جوان فیلم بررای رهایی خانواده اش همه ی خطرها را پذیرفت. در فیلم و پویانمایی ماتریکس5 برای رهایی سرزمین «زایان»، تلاش بسیاری شد.در پویانمایی جدید سندباد و افسانه ی هفت دریا نیز قهرمان فیلم باید از هفت دریا بگذرد و کتاب صلح را از خدای جنگ هلنیستی(اریس) بدزدد و شهر« سیراکوس»و شاهزاده عادل پروتئوس را نجات دهد در تمام بخش های پویانمایی لوک خوش شانس هم قهرمان داستان پس از پیروزی هایش، در غروبی زیبا به سمت خورشید(سرزمین موعود) می رود، در حالی که سوار بر اسب خوش اخلاقش جالی است و سگ بذلگویش بوشوگ هم آنها را همراهی می کند و آرام آرام صدای موسیقی اوج می گیرد و خواننده ای با صدایی خسته، این متن انگلیسی را می خواند:   I am poor lonesome cowboy and a long way from home...یعنی: من گاوچران تنهایی هستم که از خانه ام دور افتاده ام...!

لازم است در اینجا یادآور شویم که در قرن16و 17 میلادی پیوریتن ها که گروهی از پروتستان ها بودند و به شدت تحت تاثیر آموزه های یهودی و عهد عتیق قرار داشتند، شعار رفتن به «ارض موعود»را برای غصب قاره ی «آمریکا» وبیرون کشیدن آن از دست سرخ پوست ها که ساکنان اصلی آنجا بودند به کار بردندوتوانستند تعداد زیادی از مسیحیان را با این آرمان های عهد عتیقی به سرزمین جدید بکشانند.6 گفتنی است که سرزمین موعود در برخی آثار هالیوودی تنها فلسطین نیست.برای جذب مسیحیان و یهودیان سراسر جهان تبلیغات بسیاری صورت گرفته تا باور کنند ارض موعود همان آمریکاست که باید به آنجا بروند تا بستری برای ظهور موعود رهایی بخش فراهم شود.

ویل دورانت در مجموعه ی تاریخی تمدن،کریستف کلمب را یک یهودی اهل پرتغال می داند که برای کاستن از دشواری های یهودیان، سفر مقدسی را برای یافتن ارض موعود آغاز کرد و به آمریکا رسید به همین دلیل از دیرباز نیویورک به معنای شهر جدید پایتخت مالی یهودیان جهان بوده است. سینمای اروپا هم در این مسیر از رقیب هالیوودی خود دور نمانده و آثاری با همین مضمون پدید آورده است. فیلم هایی چون مجموعه ی ایندیانا جونز، دنیای آب، سفر به غرب وحشی و خوشه های خشم بر اساس همین الگوی اساطیری ساخته شده اند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پرونده باز قراره سوالها و جوابهایی باشه که تو یه دوره زمانی برام مطرح شده و من سعی می کنم دست و پا شکسته راجع بهشون بنویسم از اونجایی که سینما یکی از علاقه مندی های من محسوب می شه و به شدت علاقه مندم به ماهیت هالیوود و نقش صهیونیسم در شکل گیری این پدیده ، از این جا شروع می کنم..(امید وارم بند عزیز اینبار دیگه به خاطر پرداختن به علاقمندی هام به منیت داشتن متهمم نکنن !!!)

_ به امید خدا در پست های بعدی  تطور تاریخی شکل گیری مفهوم اسطوره و زایش اون در  فیلم های هالیوودی رو شرح می دم دنبال منبع های بیشتری هستم اگر که دوستان مطلبی دارن که فکر می کنن راه گشاست و یا اینکه اساسا با نگاه صهیونیستی به هالیوود داشتن از بن مخالفا خوشحال می شم که مطالبشون رو برام میل کنن k0lebar@yahoo.com .

*منبع اصلی این پست کتاب اسطوره های صهیونیستی در سینما/محمد حسین فرج نژاد؛مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما تهران هلال،1387.که به روش گوله برفی قراره که بسط داده بشه ولی سیر اصلی همون سیری که تو کتاب وجود داره .

*1. کتاب مقدس، سفر تکوین(پیدایش)،باب15،فقرات18-21

*2.روژه گارودی،«پرونده ی اسرائیل و صهیونیسم سیاسی»ترجمه:دکتر نسرین حکمی،تهران نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی1369،ص39.

*3.همان

*4. پرنس مصرPrince of Egyptبه کارگردانی برندا چپمن و استیو هیکنز، محصول 1998م.  The Ten Commanment ده فرمان سیسیل بی.دمیل. و کتاب آفرینش این اثر بر مبنای سفر پیدایش از «عهد عتیق»به کارگردانی جان هیوستون در سال 1966ساخته شده

*5.سه گانه ی Matrix را کمپانی صهیونیستی برادران وارنربا هزینه ای حدود پانصد میلیون دلار در سالهای 1999-2003م.به کارگردانی برادران واچفسکی و تهیه کنندگی جوئل سیلور یهودی ،ساخت .

*6.نصیر صاحب خلق، پروتستانیسم و مسیحیت صهیونیستی ، نشر هلال،تهران چ3،1384.