توهمی از جهل کمتر

طرح های تعرفه رنگی:روزانه ،هفتگی،ماهانه ی ایرانسل

طرح آبی ایرانسل

طرح سبز

طرح طلایی ایرانسل

  یه ایرانسل بخر، یکی دیگم جایزه ببر طرح  دوقلو ایرانسل

و این روزها  برنده جایزه دو ملیون ثانیه مکالمه رایگان .

.......................................

به کجا چنین شتابان

افسار این خرک لنگان تکنولوژی ایرانی کی قراره تو دستای ما قرار بگیره کی قراره سرمون به سنگ بخوره وقتی دیگه اونقدر تو این گل فرو رفته باشیم که همه روزم امروزمون شده باشه.

 همه روزمون =روزمرگی = مصرف  دوباره و چندباره  روزمرگی = مصرف .

مصرفی شدن  وسرسپردن به نیازهایی که هرروز تکثیر می شه. عازم کدوم آینده شدیم.اصلا آینده ای رو تصور می کنه این انسان سرسپرده به تکنولوژی.  

غرق شدن توامروزی که نه از دیروز خبر می گیره و نه از فردا. و فردا در حد یک توهمی از غرق شدن امروزه و مایی که با شتاب و حریص گونه سرمون رو پایین انداختیم و میریم از پی این توهم و هرروز یه چیز برای هم رنگی با این توهم دست وپا می کنیم ،برای مقبولیت در این نظام توهم محور پوچ مدار. از ماهواره هوا کردن دیروزمون و از ثبت ماهواره پشت 500 تومانی امروزمون .
....................

پ.ن:نه دیروز ........نه فردا => روزمرگی = مصرف .

 

هرج و مرج محض

 ملچ ملوچ و شپنهاور

..ازدید گاه شوپنهاور،فاجعه ی هستی نه جبر خوردن سه وعده ی غذایی مرتب و چند وعده ی مابین غذایی در روز،که ملچ ملوچ کردن و خوردن با صدای بلند و ناهنجار بود.شوپنهاور یکی از مخالفان سرسخت جویدن بی هدف چیپس و بادام زمینی در حین انجام فعالیت های دیگر مثل تلوزیون نگاه کردن یا فیلم دیدن در سینما بود و تا زمانی که او زنده بود هیچ کس از ترس انتقادهای آتشین او جرات نکرد حین تماشای تلوزیون یا حضور در سالن سینما پاپ کورن و چیپس بخورد،ضمن اینکه عده معتقدند که علت اصلی اش این بود که تا زمان مرگ او، تلوزیون و سینما هیچ کدام اختراع نشده بود...

تولد املت نهیلیسم

26دسامبر1863ساعت یک ونیم بعد از ظهر.املت نهیلیسم امروز پا به عرصه ی خوراکی های فلسفی دنیا گذاشت. چه طور؟    خیلی ساده  .

نبچه: سه عدد تخم مرغ را با پوستش داخل قابلمه ی آب جوش شکستم.دوست داشتم املتی خلق کنم که پوچی حیات و بی معنی بودن مفهوم زندگی را زیر دندان آدم بیاورد اما متاسفانه تنها مزه ی تخم مرغی را می داد که آن را با پوست داخل آب جوش شکسته اند. گوته که مهمانم بود پیش از خوردن املت معتقد بود که شکل سنتی املت(تخم مرغ و گوجه فرنگی و روغن)نماد چندش آوری از زندگی صرفا مادی است و پخت و پز سنتی در وهله اول از فقدان کامل قوه ی تخیل و تحلیل ناشی می شود.اما بعد از اینکه کمی از املت را خورد رکیک ترین دشنام هایی را که بلد بود نثار نهیلیسم وجد و آبادش می کند.

بله!اصلاحات حداقل در عرصه درست کردن املت هیچ دردی را دوا نمی کند.جهان شما وقتی تغییر شکل می یابد که چیزی در آن بمیرد و چیز دیگری زاده شود.به هر حال در نهایت اندیشه ی من چنین است که قابلمه بودن بهتر از در قابلمه بودن است.

چگونه با دعوت به ناهار اسطوره شوید

در صحنه ای گمشده از اپرای معروف زیگفرید واگنر،شخصیت اصلی ماجرا تصمیم می  گیرد با زیگفرید ناهار صرف کند و بنابراین به شیوه ای اسطوره ای یک گاو درسته،یک دوجین مرغ و ماکیان،چند حلقه پیتزا و پانزده بشکه آبجو را مصرف می کند،سپس صورتحساب را می گیرد و می بیند که پول به اندازه کافی ندارد و در نتیجه ناچار به کشتن اژدهایی می شود که بعدا آن همه درد سر برایش درست می کند.نکته ی ظریف ماجرا این است که زیگفرید می توانست فقط سالاد بخورد و پول کم نیاورد و این قدر بلا سرش نیاید. واگنر ضمن اینکه در این د استان با زیرکی وظرافت به مساله جبر واختیار اشاره می کند مساله دردناکی را نیز در این جا مطرح می کند که نه تنها مدت زمانی که ما روی کره ی خاکی به عنوان عمرمان سپری می کنیم بسیار محدود و غیر قابل تمدید است بلکه اکثر غذاخوری ها و رستوران های ارزان قیمت هم قبل از ساعت ده شب تعطیل می کنند.

 هرج و مرج محض وودی آلن

.....................

پ ن . هرج و مرج ،خر تو خر ،شیر تو شیر.

  

موبایل تنها و تنها غایت زندگی.

 

گوشیه موبایلش تمام زندگی اش بود

.

تمام زندگی اش را دزدیدند

.

مرد..طبقه ی دوازدهم برج.. لمس زمین.. و مرگ و مرگ و مرگ.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ـ دنیای بچه ۵ساله ی تو مترو یه بادکنک زرورقی بود

 و دنیای تو ؟؟ 

ـ آیا امروز به آن فردایی متصل می شود که تو باشی و ما کامیاب شویم.(دعای ندبه)