پس از طرح سوال.
شاید جواب سوال باشد
شاید هم، مثل همیشه وقتی کلمات از ضرب انگشتان بر صفحه کلید خارج شدند آن معنایی را ندادند که منظور بود
از یک مسمومیت اینترنتی شروع شد که حاصلش سوال شد؟
و خوب می دانم تا سوال پیدا نشود کسی در جست و جوی جواب بر نمی آید
قصد این بود که زبان به فلسفه نگشایم ولی چه چاره که این دنیا دنیای تحمیل است،
در دایره بسته ی این روزگار زمانی پدیدار شد که انقلاب نام گرفت و به سادگی فکر کردیم دگرگونی در صنعت بود غافل از اینکه به تبع آن محصولاتی پدید آمد که هر یک زایده ی فکری بودند برای پاسخ برنیازی که تا دیروزش نیاز نبود وهریک محرکی بودند برای ورودت به دنیایی جدید که حتی خودت هم نمی دانستی قدم بر آن گذاشته ای چرا که از اولین اقتضاعاتش است که تو رادرخم اولین کوچه نگه دارد که همان اصالت روش و ابزار است و تو را چنان غرق کاربرد آن محصول تکنولوژیک کند که فراموش کنی وارد سیطره قدرت و نفوذ او شده ای و این مک لوهان متفکر رسانه بود که می گفت: هر محصول تکنولوژیکی که بوجود می آید گسترش یکی از حواس ما، یا در ارتباط با گسترش یکی ازحواس ماست که اسم آن را محتوای رسانه می نامد .مثلا: ما با پا می توانیم به مقصد برسیم هر وسیله ای که رسیدن به هدف غایی ما را تسهیل می کند و ممکن می سازد گسترش پای ماست مثل هواپیما و قطار و ماشین .از نظر مک لوهان این ها همه رسانه اند و رسانه همان پیام است و هواپیما یا هر کدام از این وسایل به این اعتبار رسانه اطلاق می شوند که مناسبات قبلی ما را بابوجود آمدنشان تغییر می دهند هر کدام از محصولات تکنولوژی به واسطه نقشی که در شکل دادن حس گرهای فکری ما در زندگی ایفا می کنند در وهله اول پیام خودشان را به ما القا می کنند که همان اقتضاعاتی است که آن وسیله با ورودش در زندگی ما به همراه می آورد بدون اینکه ما را متوجه این امر گرداند و پیام ظاهری در وهله ی دوم آن قرار دارد که دریافت آن نیز ارادی است. به همین دلیل است که مک لوهان به اینکه هر وسیله ای چه کارکردی دارد قائل نیست بلکه به این توجه می کند که آن وسیله با خلق شدنش پیامش را به ما رسانده است یعنی با خلق شدن تلوزیون ما وارد دنیای شده ایم و تحت تاثیر اقتضاعاتش قرار گرفته ایم که این مجزا از تاثیری است که خود تلوزیون در قالب برنامه هایش روی افراد دارد و جهان اینترنتی امروز از این قائده مستثنا نیست اینترنت به نحوی گسترش قوه ی تخیل ماست و به نحوی اراده ایست که هر لحظه در هر مکانی به فعل تبدیل می شود و به صورت خاص عالم وبلاگ هم تاثیری مشابه آن بر زندگی افراد می گذارد وبلاگ از نظر من گسترش چشم و گوش و زبان و گاهی دست و پای ماست که در دایره ی کاربرد و کارایی ها؛اقتضاعاتش شرایطی را بر فرد و سبک زندگی او تحمیل می کند و یا بهتر است بگوییم القا می کند که او به خواب فرو رفته ای می ماند که نمی داند مسحور شده و به خواب فرو رفته است و اقتضاعاتش از آن جمله اند: اول جبرش اعلام حضور همراه با قرار دادن نشانی برای حضور است .و بابی است برای گفتن و شنیدن هر آنچه که شاید در دنیای واقع عقل مانع از بیانش می شود و چون هر آنچه که در لحظه می اندیشی ثبت می کنی در نگاه دیگران همان جلوه می کنی که ثبت کرده ای و تو مجبور به باقی ماندن ومداومتی...
اما امروزه روز راه حل دوام آوردن در دنیای تحمیلات این چنینی و گرفتار غار نشینی نشدن است چرا که هیچ کسی چاره ای جز گذشتن برای رسیدن ندارد همان که به حجاب می افزاید،حجاب کنار می زند.(العلم هو الحجاب الاکبر)یا غرق می شوید یا نجات می یابید هر غاری که پیدا می کنید( غار علم و زهد و عرفان ...) ما را مصون نگه نمی دارد؛ عالم الان عالم غار نیست باید آنقدر بر آن فائق آییم که از آن بگذریم راه حل ما این است در کنارش باشیم و از آن غافل نشویم فلسفه این جا کاراست :موضوع را خارج از آنچه هست ببینیم و
"خانه هایمان را بر دامنه آتشفشان بنا کنیم" نیچه
.................................
نمای بسته: مک لوهان. سید مرتضی آوینی . ابوالحسنی. رسانه . پیام .اقتضاعات .اینترنت. وبلاگ.





